تلفن های نوبت دهی

021-22388301 _ 021-22388302
پاسخ دهی روزهای کاری 9 صبح الی 9 شب

سعادت آباد، میدان کاج، خیابان سرو شرقی
خیابان مجد، مرکز جراحی سعادت آباد
طبقه پنجم کلینیک طبیب

جراحی گلیوم مغزی، هرآنچه باید بدانید

جراحی گلیوم مغزی، هرآنچه باید بدانید

جراحی گلیوم مغزی یکی از مهم‌ترین روش‌ های درمانی در بسیاری از بیماران مبتلا به گلیوم است؛ اما تصمیم برای جراحی و میزان برداشت تومور در همه بیماران یکسان نیست. گلیوم‌ ها گروهی از تومورهای مغزی هستند که از سلول‌ های گلیال یا سلول‌ های مرتبط با آن‌ ها منشأ می‌گیرند و می‌توانند از تومورهای با رشد آهسته تا انواع تهاجمی‌ تر را شامل شوند. محل قرارگیری تومور، نوع و گرید آن، ارتباط با نواحی حساس مغز و شرایط بالینی بیمار، همگی در انتخاب روش درمان نقش دارند.

هدف از جراحی گلیوم مغزی صرفاً خارج کردن بیشترین حجم ممکن از تومور نیست. در جراحی مدرن، اصل مهم «حداکثر برداشت ایمن» است؛ یعنی جراح تومور مغزی تلاش می‌کند تا حد امکان بافت تومور را بردارد، بدون اینکه عملکرد های مهمی مانند حرکت اندام‌ ها، تکلم، بینایی یا سایر توانایی‌ های عصبی بیمار در معرض آسیب غیرضروری قرار گیرند. به همین دلیل، در گلیوم‌ هایی که در نزدیکی نواحی عملکردی مغز قرار دارند، ممکن است از روش‌ هایی مانند نورومانیتورینگ، تحریک الکتریکی و مپینگ مغزی یا در برخی بیماران جراحی بیدار استفاده شود.

از سوی دیگر، جراحی امکان نمونه‌ برداری و بررسی دقیق بافت تومور را فراهم می‌کند. نتیجه پاتولوژی در کنار بررسی ویژگی‌ های مولکولی گلیوم، اطلاعات مهمی برای تعیین نوع دقیق تومور و انتخاب مراحل بعدی درمان در اختیار تیم پزشکی قرار می‌دهد. بنابراین، برای پاسخ به این سؤال که آیا گلیوم مغزی باید جراحی شود و چه مقدار از آن قابل برداشت است، باید شرایط هر بیمار به‌صورت اختصاصی و بر اساس تصاویر MRI، محل تومور و ویژگی‌ های بالینی او بررسی شود.

گلیوم مغزی چیست و چرا ایجاد می‌شود ؟

گلیوم مغزی به گروهی از تومورهای سیستم عصبی مرکزی گفته می‌شود که از سلول‌ های گلیال یا سلول‌ های پیش‌ساز مرتبط با آن‌ ها منشأ می‌گیرند. سلول‌ های گلیال در حالت طبیعی نقش مهمی در حمایت، تغذیه و حفظ عملکرد سلول‌ های عصبی دارند، اما ایجاد تغییرات ژنتیکی و مولکولی در برخی از این سلول‌ها می‌تواند باعث تکثیر کنترل‌ نشده و شکل‌گیری تومور شود. گلیوم‌ها از نظر محل ایجاد، سرعت رشد و رفتار بیولوژیک بسیار متفاوت‌اند؛ به همین دلیل، تشخیص «گلیوم» به‌ تنهایی برای تعیین شدت بیماری یا انتخاب درمان کافی نیست.

برخلاف برخی تومورهای مغزی که مرز نسبتاً مشخصی با بافت اطراف دارند، بسیاری از گلیوم‌ ها ماهیت نفوذی یا infiltrative دارند؛ یعنی سلول‌ های تومور می‌توانند در میان سلول‌ های طبیعی مغز گسترش پیدا کنند. همین ویژگی یکی از دلایلی است که جراحی گلیوم مغزی را به یک جراحی حساس تبدیل می‌کند. هدف جراح این نیست که برای رسیدن به برداشت بیشتر، بافت سالم و عملکردی مغز را نیز خارج کند؛ بلکه باید میان میزان برداشت تومور و حفظ عملکرد عصبی بیمار تعادل برقرار شود.

گلیوم ممکن است در قسمت‌ های مختلف مغز ایجاد شود و علائم آن تا حد زیادی به محل تومور بستگی دارد. برای مثال، گلیومی که در نزدیکی ناحیه حرکتی قرار گرفته است ممکن است با ضعف دست یا پا همراه شود، در حالی که درگیری نواحی مرتبط با زبان می‌تواند اختلال در صحبت کردن یا درک کلمات ایجاد کند. در برخی بیماران نیز اولین علامت بیماری تشنج جدید، سردردهای پیشرونده، تغییرات شناختی، اختلال تعادل یا علائم عصبی موضعی است.

علت دقیق ایجاد گلیوم در بیشتر بیماران مشخص نیست و معمولاً نمی‌توان یک عامل واحد را مسئول ایجاد آن دانست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تعیین دقیق نوع گلیوم، ویژگی‌های مولکولی، محل و وسعت درگیری مغز است؛ زیرا این اطلاعات مشخص می‌کنند که آیا جراحی امکان‌ پذیر است، چه میزان از تومور را می‌توان با ایمنی برداشت و بیمار پس از جراحی به چه درمان‌های تکمیلی نیاز خواهد داشت.

انواع گلیوم مغزی و تأثیر نوع تومور بر جراحی

گلیوم مغزی یک بیماری واحد نیست و انواع مختلف آن می‌توانند رفتار، سرعت رشد و روش درمان متفاوتی داشته باشند. به همین دلیل، هنگام برنامه‌ ریزی برای جراحی گلیوم مغزی فقط اندازه تومور در MRI اهمیت ندارد؛ نوع احتمالی ضایعه، محل آن، میزان نفوذ به بافت اطراف و ویژگی‌ های مولکولی نیز در تصمیم‌گیری جراحی و درمان‌های بعدی نقش دارند.

آستروسیتوما یکی از انواع گلیوم است که می‌تواند درجات و رفتارهای متفاوتی داشته باشد. برخی آستروسیتوماها رشد نسبتاً آهسته‌ تری دارند، در حالی که انواع با درجه بالاتر رفتار تهاجمی‌ تری نشان می‌دهند. در صورت امکان، هدف جراحی برداشت حداکثری ایمن تومور است؛ اما اگر ضایعه در نزدیکی مراکز حرکتی، تکلم یا سایر نواحی مهم مغز قرار گرفته باشد، حفظ عملکرد عصبی بیمار بر برداشت تهاجمی‌تر اولویت دارد.

الیگودندروگلیوما نوع دیگری از گلیوم منتشر است که تشخیص آن امروزه تنها بر اساس ظاهر بافت زیر میکروسکوپ انجام نمی‌شود. برای تشخیص دقیق، بررسی ویژگی‌ های مولکولی از جمله جهش IDH و حذف همزمان 1p/19q اهمیت دارد. نتیجه این بررسی‌ ها علاوه بر تعیین دقیق نوع تومور، در پیش‌بینی رفتار بیماری و انتخاب درمان‌های تکمیلی نیز مؤثر است.

در سوی دیگر، گلیوبلاستوما یکی از تهاجمی‌ ترین انواع گلیوم منتشر در بزرگسالان است. جراحی در این بیماران معمولاً با هدف برداشت حداکثر حجم قابل برداشت تومور بدون ایجاد آسیب عصبی غیرقابل‌قبول انجام می‌شود. با این حال، به دلیل ماهیت نفوذی گلیوبلاستوما، حتی زمانی که بخش قابل مشاهده تومور در MRI برداشته می‌شود، ممکن است سلول‌های توموری در بافت‌های اطراف باقی مانده باشند. به همین دلیل، درمان معمولاً با جراحی پایان نمی‌یابد و بر اساس شرایط بیمار، پرتودرمانی و درمان دارویی نیز ممکن است در ادامه برنامه درمان قرار گیرند.

بنابراین، عباراتی مانند «گلیوم کم‌درجه» یا «گلیوم پر‌درجه» به‌تنهایی تمام اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری درمانی را ارائه نمی‌کنند. امروزه تشخیص نهایی بر اساس ترکیبی از بررسی بافت‌شناسی و یافته‌های مولکولی انجام می‌شود. همین تشخیص دقیق است که به تیم درمان کمک می‌کند درباره میزان اهمیت جراحی، درمان‌های تکمیلی و نحوه پیگیری بیمار تصمیم مناسب‌تری بگیرد.

چه زمانی گلیوم مغزی نیاز به جراحی دارد ؟

تشخیص گلیوم مغزی به این معنا نیست که همه بیماران باید دقیقاً به یک شکل و با یک میزان برداشت تحت جراحی قرار گیرند. تصمیم برای جراحی گلیوم مغزی پس از بررسی MRI، محل و اندازه تومور، علائم بیمار، سرعت تغییرات ضایعه و احتمال نوع و رفتار تومور گرفته می‌شود. در بسیاری از موارد، جراحی نقش مهمی در تشخیص دقیق و درمان بیماری دارد، اما نوع مداخله می‌تواند از نمونه‌برداری محدود تا برداشت گسترده تومور متفاوت باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل انجام جراحی، نیاز به تشخیص دقیق تومور است. MRI اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره محل و ویژگی‌های ضایعه ارائه می‌دهد، اما برای تعیین قطعی نوع گلیوم معمولاً بررسی نمونه بافتی و آزمایش‌ های مولکولی اهمیت دارد. این نمونه ممکن است طی جراحی برداشت تومور یا در شرایط خاص از طریق بیوپسی تهیه شود. نتیجه این بررسی‌ها در انتخاب درمان‌های بعدی مانند پرتودرمانی یا درمان دارویی نیز نقش اساسی دارد.

وجود علائم عصبی ناشی از تومور نیز می‌تواند یکی از دلایل مطرح شدن جراحی باشد. ضعف دست یا پا، اختلال تکلم، تشنج، اختلال تعادل، تغییرات شناختی یا علائم ناشی از افزایش فشار داخل جمجمه ممکن است در اثر رشد تومور یا فشار آن بر ساختارهای مغزی ایجاد شوند. در برخی بیماران، کاهش حجم تومور و فشار واردشده بر بافت‌های اطراف می‌تواند به کنترل بهتر بخشی از این علائم کمک کند؛ هرچند میزان بهبود به محل تومور و میزان آسیب ایجادشده پیش از جراحی بستگی دارد.

اندازه و روند رشد گلیوم در  ام آر آی های متوالی نیز اهمیت زیادی دارد. افزایش اندازه ضایعه یا مشاهده تغییراتی که احتمال رفتار تهاجمی‌تر تومور را مطرح می‌کنند، می‌تواند ضرورت مداخله را بیشتر کند. از طرف دیگر، صرفاً کوچک بودن یک گلیوم به این معنا نیست که جراحی ضرورتی ندارد؛ گاهی محل تومور، سن بیمار، بروز تشنج یا سایر ویژگی‌های بالینی و تصویربرداری در تصمیم‌گیری اهمیت بیشتری از اندازه آن دارند.

در نهایت، سؤال اصلی فقط این نیست که «آیا گلیوم باید جراحی شود؟» بلکه باید مشخص شود چه نوع جراحی و چه میزان برداشت برای این بیمار ایمن و مفید است. اگر تومور در مجاورت نواحی مسئول حرکت، تکلم یا سایر عملکردهای مهم مغز قرار داشته باشد، برنامه جراحی باید با هدف دستیابی به حداکثر برداشت ایمن طراحی شود. در بعضی بیماران امکان برداشت بخش قابل‌توجهی از تومور وجود دارد و در برخی دیگر، به دلیل محل حساس یا الگوی نفوذ تومور، برداشت محدودتر یا حتی بیوپسی می‌تواند انتخاب مناسب‌تری باشد.

هدف از جراحی گلیوم مغزی چیست؟

هدف از جراحی گلیوم مغزی در همه بیماران یکسان نیست. در یک بیمار ممکن است هدف اصلی برداشت حداکثری تومور باشد، در بیمار دیگر کاهش فشار توده بر بافت مغز اهمیت بیشتری داشته باشد و در برخی موارد نیز جراحی یا بیوپسی عمدتاً برای به‌دست آوردن نمونه بافت و تشخیص دقیق انجام شود. تصمیم نهایی به نوع احتمالی گلیوم، محل قرارگیری آن، علائم بیمار و میزان امکان برداشت ایمن بستگی دارد.

یکی از مهم‌ترین اهداف جراحی، برداشت حداکثر حجم ممکن تومور با حفظ عملکردهای عصبی است. این مفهوم که با عنوان Maximal Safe Resection شناخته می‌شود، اساس بسیاری از جراحی‌های گلیوم را تشکیل می‌دهد. به بیان ساده، بیشترین برداشت همیشه به معنای بهترین جراحی نیست؛ اگر ادامه برداشت تومور احتمال آسیب به ناحیه مسئول حرکت، تکلم یا سایر عملکردهای حیاتی مغز را به میزان غیرقابل‌قبولی افزایش دهد، ممکن است جراح بخشی از تومور را باقی بگذارد. بنابراین، میزان مناسب برداشت برای هر بیمار باید به‌صورت اختصاصی تعیین شود.

هدف مهم دیگر، کاهش اثر فشاری تومور بر مغز است. گلیوم‌های بزرگ ممکن است باعث تورم بافت اطراف، جابه‌جایی ساختارهای مغزی و افزایش فشار داخل جمجمه شوند. در چنین شرایطی، کاهش حجم تومور می‌تواند فشار واردشده بر بافت‌های اطراف را کمتر کند. بسته به شرایط بیمار و علت ایجاد علائم، این اقدام ممکن است به بهبود یا کنترل برخی مشکلات مانند سردرد، ضعف عصبی یا سایر علائم مرتبط با اثر توده کمک کند.

جراحی همچنین نقش مهمی در تشخیص دقیق نوع گلیوم دارد. نمونه تومور پس از برداشت برای بررسی پاتولوژی و آزمایش‌های مولکولی ارسال می‌شود. اطلاعاتی مانند نوع دقیق تومور، گرید و برخی مارکرهای مولکولی به پزشکان کمک می‌کنند رفتار احتمالی بیماری را بهتر ارزیابی کرده و درباره نیاز به پرتودرمانی، درمان دارویی و نحوه پیگیری بیمار تصمیم بگیرند.

در نتیجه، موفقیت در جراحی گلیوم را نباید فقط با این سؤال سنجید که «چند درصد از تومور برداشته شده است». یک جراحی مطلوب باید میان برداشت مؤثر تومور، دستیابی به تشخیص دقیق و حفظ کیفیت زندگی و عملکرد عصبی بیمار تعادل برقرار کند. به همین دلیل، برنامه جراحی هر گلیوم بر اساس ویژگی‌های همان بیمار و ارتباط تومور با ساختارهای عملکردی مغز طراحی می‌شود.

آیا گلیوم مغزی را می‌توان به طور کامل با جراحی برداشت؟

یکی از مهم‌ترین سؤالات بیماران پس از تشخیص گلیوم این است که آیا می‌توان تومور را به‌طور کامل با جراحی خارج کرد یا خیر. پاسخ به این سؤال به نوع گلیوم، محل قرارگیری آن، الگوی رشد و ارتباط تومور با نواحی عملکردی مغز بستگی دارد. در برخی بیماران امکان برداشت بخش بسیار زیادی از تومور وجود دارد، اما در بعضی گلیوم‌ها تلاش برای خارج کردن تمام بافت غیرطبیعی می‌تواند خطر آسیب عصبی را افزایش دهد.

دلیل اصلی این مسئله، ماهیت نفوذی بسیاری از گلیوم‌هاست. برخلاف توده‌هایی که مرز مشخصی با بافت اطراف دارند، سلول‌های گلیوم می‌توانند در میان سلول‌های طبیعی مغز گسترش پیدا کنند. بنابراین حتی اگر در MRI بعد از جراحی بخش قابل مشاهده تومور به‌طور کامل برداشته شده باشد، نمی‌توان همیشه نتیجه گرفت که تمام سلول‌های توموری در سطح میکروسکوپی از مغز حذف شده‌اند. این موضوع به‌ویژه در گلیوم‌های منتشر اهمیت دارد.

به همین دلیل، در جراحی گلیوم از مفهوم حداکثر برداشت ایمن یا Maximal Safe Resection استفاده می‌شود. جراح تلاش می‌کند بیشترین مقدار ممکن از تومور را خارج کند، اما این برداشت باید تا جایی ادامه پیدا کند که عملکردهای مهم مغز در معرض خطر غیرقابل‌قبول قرار نگیرند. اگر بخشی از گلیوم در مجاورت یا داخل نواحی مسئول حرکت، تکلم یا مسیرهای عصبی مهم قرار گرفته باشد، حفظ عملکرد بیمار می‌تواند از برداشت چند درصد بیشتر تومور مهم‌تر باشد.

برای تعیین مرز ایمن جراحی، در برخی بیماران از ابزارهایی مانند نورومانیتورینگ حین عمل، تحریک الکتریکی مستقیم مغز، مپینگ نواحی حرکتی و زبانی، جراحی بیدار و سایر تکنیک‌های کمک‌کننده استفاده می‌شود. این روش‌ها به تیم جراحی کمک می‌کنند ارتباط تومور با ساختارهای عملکردی را بهتر ارزیابی کرده و برداشت را با دقت بیشتری انجام دهند.

پس از جراحی نیز معمولاً MRI برای بررسی Extent of Resection یا میزان برداشت تومور انجام می‌شود. نتیجه این تصویربرداری در کنار پاتولوژی و یافته‌های مولکولی مشخص می‌کند چه مقدار از تومور باقی مانده و ادامه مسیر درمان چگونه باید برنامه‌ریزی شود.

بنابراین، وقتی درباره «برداشت کامل گلیوم» صحبت می‌کنیم باید میان برداشت کامل قابل مشاهده در تصویربرداری و حذف تمام سلول‌های توموری تفاوت قائل شویم. هدف اصلی جراحی گلیوم رسیدن به بیشترین برداشت مؤثر و ایمن است؛ نه برداشت تهاجمی تومور به قیمت ایجاد یک نقص عصبی جدی برای بیمار.

جراحی گلیوم مغزی چگونه انجام می‌شود؟

نحوه جراحی گلیوم مغزی به محل، اندازه و عمق تومور و ارتباط آن با نواحی حساس مغز بستگی دارد. در بیشتر مواردی که هدف برداشت تومور است، جراحی از طریق کرانیوتومی انجام می‌شود؛ یعنی پس از بیهوشی و آماده‌ سازی بیمار، بخشی از استخوان جمجمه به‌ طور موقت برداشته می‌شود تا جراح به ناحیه مورد نظر دسترسی پیدا کند. محل و اندازه باز شدن جمجمه بر اساس موقعیت تومور و مسیر مناسب برای رسیدن به آن تعیین می‌شود.

پس از دسترسی به مغز، جراح باید مسیر ورود به تومور را به‌گونه‌ای انتخاب کند که کمترین آسیب ممکن به بافت‌های سالم وارد شود. در این مرحله، تصاویر MRI قبل از عمل و در موارد مناسب نویگیشن جراحی می‌توانند برای تعیین موقعیت تومور و مسیر دسترسی مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، در گلیوم‌ ها تنها پیدا کردن محل تومور کافی نیست؛ یکی از چالش‌ های اصلی، تعیین محدوده‌ای است که برداشت آن بدون ایجاد آسیب عصبی قابل‌توجه امکان‌پذیر باشد.

برداشت تومور معمولاً به‌صورت مرحله‌ای و با استفاده از تکنیک‌های میکروسکوپی انجام می‌شود. جراح تلاش می‌کند بخش‌های قابل برداشت گلیوم را خارج کند و هم‌زمان ارتباط آن را با عروق، قشر مغز و مسیرهای عصبی مهم در نظر بگیرد.

در تومورهایی که در نزدیکی ناحیه حرکتی مغز، مراکز زبان یا مسیرهای عصبی مهم قرار دارند، ممکن است از نورومانیتورینگ و تحریک الکتریکی مستقیم استفاده شود. با تحریک نقاط مختلف قشر یا مسیرهای زیرقشری، تیم جراحی می‌تواند عملکرد برخی ساختارهای مهم را در حین برداشت تومور ارزیابی کند. در گلیوم‌ های مرتبط با مناطق زبانی نیز در بیماران منتخب، جراحی بیدار امکان بررسی عملکرد زبان هنگام جراحی را فراهم می‌کند.

محدوده برداشت گلیوم در طول عمل بر اساس مجموعه‌ای از عوامل تعیین می‌شود و جراحی تا جایی ادامه پیدا می‌کند که برداشت بیشتر همچنان از نظر عصبی ایمن ارزیابی شود. بنابراین اگر ادامه برداشت بخشی از تومور خطر قابل‌توجهی برای حرکت، تکلم یا سایر عملکردهای مهم ایجاد کند، ممکن است آن قسمت عمداً باقی گذاشته شود.

پس از پایان برداشت، خونریزی کنترل شده، پوشش‌های مغز بسته می‌شوند و قطعه استخوانی جمجمه در محل خود قرار می‌گیرد. نمونه تومور نیز برای بررسی پاتولوژی و آزمایش‌های مولکولی ارسال می‌شود. معمولاً پس از عمل، MRI زودهنگام برای ارزیابی میزان برداشت تومور انجام می‌شود و نتیجه آن در کنار وضعیت عصبی بیمار و جواب پاتولوژی، مبنای برنامه‌ریزی مراحل بعدی درمان خواهد بود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

dr tabibkhooei

دکتر علیرضا طبیب خوئی جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات, فلوشیپ قاعده جمجمه، دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، نفر اول برد جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات کشور

ما را در اینستاگرام دنبال کنید